طلبگی. - تاریخ: 1398/1/14 ساعت: 3:16
طلبه های حوزۀ قم، نوعاً درس خوان، سخت کوش، صبور، غیور، ساده زیست و بی آلایش اند، اما، در بین آن ها، طلبه های یمنی، بوسنیایی، کنگویی، افغان ها و حتی آلمانی ها، دو سه پله ساده تر، بی افاده تر و مظلوم
برکتِ کلمات. - تاریخ: 1398/1/14 ساعت: 3:16
25 ماه قبل وقتی یادداشت «اقوم و اقعد» را می نوشتم، هدفم نقد امام جماعت مساجد نبود و قصد گله مندی هم از آن ها نداشتم. فقط قصدم این بود که تلفظ اشتباه یک ذکر مستحب در نماز را به شکل عمومی تذکر دهم. ام
به بهانۀ بهار... - تاریخ: 1398/1/14 ساعت: 3:16
سفرۀ سخاوت بهار، پر از شبنم و شکوفه و شوق است. آب و آیینه و گلاب نیز در راهند. می آیند تا بر آستان یاس و سبزه و سنبل، صمیمانه بوسه زنند و هم آوا با اقاقی های آویخته بر دیوارِ صبر، جشنِ مجلل رویش ها
پیامک شیخ حسن... - تاریخ: 1398/1/14 ساعت: 3:16
نوروز امسال، به خاطر بی لیاقتیِ دولتِ حیله و تزویر، عموم شهروندان ایرانی، از سفرۀ تبسم بهار، سهمی جز شرمندگی و سرافکندگی ندارند. خدایا، دست های خالی نیازمندان را با دل های لبریز از امید، جبران کن.
صورت های سرخِ شرمساری. - تاریخ: 1398/1/14 ساعت: 3:16
سیلاب های ناگهانی در بعضی شهرها و ناکارآمدی دولت در پیش بینی و مهار بارش ها، همراه با گرانی و تورم، متأسفانه لبخندِ شادابی را از چهرۀ بعضی هموطنان ما ربوده است. مردمی که امسال از زیبایی های عید، سهم
آدم آورد در این دیر خراب آبادم... - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 19:40
و آدم، آن دم که پیمانۀ هستی را سرکشید، خدایش او را به تاجِ «کرّمنا» شرفِ وجود بخشید و همان جا بود که او محسود ابلیس شد و مسجود فریشتگان. لیک، دیری نپایید که خیل حریفان، جوهر گوهرش را با محک بندگی آز
محبت ولی الله درد سر دارد... - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 19:40
ازآن چه در دوجهان هست بیشتر دارد فقط خدا ست که از کار او خبر دارد یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود اگر چه لشکر دشمن، چهل نفر دارد عقیق سرخ از آتش نداشت واهمه ای کسی که کفو علی می شود جگر دار
شیطان در سقیفه! - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 19:40
فاطمۀ زهرا سلام الله علیها با تنی مجروح و زخم خورده، در برابر ابوبکر، عمر و اصحاب سقیفه ایستاد و بعد از ستایش حضرت حق و بیان خدمات و زحمات رسول خدا صلی الله علیه و آله، با عباراتی موجز و محکم، دسیسۀ
برای آقا بهنام. - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 19:40
سال 95 یک آقا پسر 19 ساله ارومیه ای با اسم حقیقی وبلاگ می نوشت. (البته از نوع کپی پیست) به شیوۀ نوبلاگرها، دوسه بار برای من کامنت گذاشت که به وبش سر بزنم. من هم به خاطر تشویق او چندبار برایش نظر نوش
ما مثل تیغ و داسیم. - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 13:02
یک سرود انقلابی که اجرای زیبایش سبک و سیاق دانش آموزی دارد. ترانه اش با بن مایۀ غیرت و سلحشوری و در حال و هوای دفاع مقدس سروده شده. از لابلای آهنگش هنوز بوی اخلاص و صلابت و صیانت می تراود و به نظرم
اربعین، بی طعم دولت خوش تر است! - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
خدا کند همۀ دولت هایی که در آیندۀ جمهوری اسلامی سر کار می آیند، تفکر و رفتاری واگرایانه نسبت به عاشورا و عاشورائیان داشته باشند. خدا کند دولتی های با تدبیر و بی تدبیر، برای همیشه پایشان را از مراسم
از هامبورگ تا کربلا... - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
هنوز در حیرتم از یک پزشک شیعۀ آلمانی الاصل ژرمنی تبار که سه سال پیاپی با انتخاب سخت ترین حالت ها در راهپیمایی اربعین شرکت می کرد. پزشک با تجربه ای که هرساله از هامبورگ می آمد و از فانتزی هایش این بو
دختر افغان، مهندس کانادایی! - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
و هنوز در شگفتم که مهندس کانادایی الاصلِ فرانسوی نَسَب، چرا و چگونه می شود که با دختری شیعه در افغانستان ازدواج می کند و در کشتی نجات حسین علیه السلام جای می گیرد؟! نمی دانم دلیل علاقمندی اش به او چ
جاده و جابر! - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
در جادۀ حلّه به سمت کربلا مرد 31 سالۀ لاغر اندامی با عارضۀ «کلاب فوت» یا همان پاچنبری، همراه با همسر و فرزند هشت ساله اش در شلوغی جمعیت راهی کربلا بود و تند و بی وقفه، جاده را می پیمود... هرچند پاها
متنظر زنگ تماس. - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
یک گروه تصویر بردار و گزارشگر آماتور ایرانی بین زوّار اربعین، دنبال سوژه های ویژه می گشتند. بار اول آن ها را داخل وادی السلام کنار مزار شهید ذوالفقاری (شهید مدافع حرم) نزدیک مرقد جناب هود و صالح دید
کاسه ای زیر نیم کاسه! - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
بفرمایید بنشینید! :( - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
اولین روز دورۀ تکمیلی، استاد زبان انگلیسی متن ساده ای را در دو سطر به افراد کلاس داد برای ترجمه که در آخر، هیچ کدام از ترجمه ها مقبول طبعش واقع نشد. متن این بود: Mohammad, an orphan from Mecca, was
آلارم. - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
چـند وقتی هست که تراکم کار و بارم تا حـد غیر مجاز بالا رفتـه و فرصتِ فراغت و استراحتم به پایین ترین سطـح از نیاز رسیده است! سیستم کنترل مغزم دارد دم به دقیقه آلارم می دهد و وضعیت هشدار را بیخ گوشم ب
شازده های سیگاری. - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
دیروز به اتفاق حمیدآقا رفته بودیم پارک نزدیکِ خانه کمی قدم بزنیم و در بارۀ یک برنامۀ فرهنگی جدید چند دقیقه ای به گپ و گفت بنشینیم. در نقطه ای از پارک، چند شازده نوجوانِ شانزده هفده ساله زیر درخت لمی
پارادوکس؛ - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 18:50
در برگ ریزِ بهار جوانه ها، گاهی جوش و خروشِ حرف هایم را با واژه های سردِ سکوت می نگارم و گاهی عنان واژه های بی هیاهو را به لهیب آتش فراموشی می سپارم... تدبیر منزل اقتضاء می کند که گاهی شمشیر تیز ستی